تبليغاتX
هتل کا لیفر نیا
 

کفش هایم
سر هر چهار راه
پیاده می شوند از تاکسی
و خیابان ها
آنقدر مسیر عوض می کنند
تا برسند به تو

وسط چهارراه نشسته ام و
انارهایی را می شمارم
که ترک برمی دارند پشت سرت

خیابان
پابرهنه دنبالت می دود
و من
به خطی سفید فکر می کنم
که جا مانده از کفش هایت
کف آسفالت
به سطرهای سرخی که می ر یزی در من

از کدام کوچه دنبالت ندوم؟
وقتی که انگشتانم را
لای موهایت جا گذاشته ام

تو
هرلحظه دورتر می شوی
و من
به این فکر می کنم
که هیچ خیابانی
به موهای بلندت نمی رسد.

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 18:2  توسط پیام جهانگیری |