![]() |
![]() |
|
|
یک شاخه گل که برای تو ماندنیست لم داده توی نیمه ی آبی استکان باور نمیکنم که تو هم رفته ای و باز من مانده ام وحسرت یک روز در میان* این بار یه مثنوی نیمه کاره..ابته دو بار تمومش کردم ولی به دلم ننشست و همینطور نیمه کاره موند.
گذشت مثل نسیمی که بعد از این هرگز میان هاله ای از مه ...بنفش و قرمز گذشت مثل صدایی که توی گوش مدام.. ولی نگفت چرا من..ولی نگفت کدام.. پسر ندیده ای از این شکسته تر باشد و چشمهای سیاهش همیشه تر باشد تو را همیشه تصور کند کنار خودش وهی ادامه دهد هی به انتظار خودش.. بنفش قرمز من ..ای بنفش قرمز من فقط بدانی همین را که موقع رفتن . . *از شعرای قدیمی خودم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 12:41 توسط پیام جهانگیری |
|
|
وقتی در حاشیه ی وبلاگم نوشتم:(آخرین باری که فال قهوه گرفتم آهویی را دیدم که ایستاده و مرا نگاه می کند خواستم نوازشش کنم که سرش پاک شد و خون قهوه ایش روی ..) فنجانم را با دقت نگاه نکرده بودم تا امروزم را هم ببینم... وقتی عشق را از تو میگیرند شعر هم پیشکش خودشان...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 9:35 توسط پیام جهانگیری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پیام جهانگیری . 1366. اردبیل سال آخر مهندسی مکانیک شکفتن تجربه ی دردناکی ست. |
| پیوندهای روزانه |
|
مهدی شهابی خبرهای پنج شنبه (غزلهای 81 تا 83 ) پیام جهانگیری نشر الکترونیکی ادیبان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
رسول یونان گروس عبدالملکیان سمانه عابدینی حافظ موسوی راصیه بهرامی شمس لنگرودی ابوالفضل پاشا سمیرا نوروزی |
|
RSS
|