![]() |
![]() |
|
|
هرگز نخواستیم خونت را بدهی که لکه های نفت روسیاهمان کنند هرگز نخواستیم بال و پرت را بچینند که سرهامان را بر بالش پر بگذاریم نخواستیم پاهایت آب بروند تا آب خوش از گلویمان... این روزها می ترسم از برق هر دندانی که برق پلاکت را یادم می آورد این روزها می ترسم از... نه این طرف ها دنبال نفت نگردید این جا اگر چاه بزنید خون است که فواره می زند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 14:9 توسط پیام جهانگیری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پیام جهانگیری . 1366. اردبیل سال آخر مهندسی مکانیک شکفتن تجربه ی دردناکی ست. |
| پیوندهای روزانه |
|
مهدی شهابی خبرهای پنج شنبه (غزلهای 81 تا 83 ) پیام جهانگیری نشر الکترونیکی ادیبان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
رسول یونان گروس عبدالملکیان سمانه عابدینی حافظ موسوی راصیه بهرامی شمس لنگرودی ابوالفضل پاشا سمیرا نوروزی |
|
RSS
|